
آهنگ تو کردم و امیدم را از روی اعتماد به سوی تو آوردم
و دانستم مسئلت های بسیار من در برابر توانگری تو کم است
و خواهش های عظیم من در برابر وسعت رحمت تو کوچک است
و کرم تو از مسئلت احدی تنگ نمی گردد
و دست تو در بخشش ها از هر دستی بالاتر است



میتوان از آب و نان، وز جان خود حتی گذشت
ممكن اما نیست مجنون بود و از لیلا گذشت
عاشقان را خرقهای پوشیدنی جز چشم نیست
یا ز خیر عشق، یا میباید از دنیا گذشت
در غمت ـ ای دوست ـ كافر هم نبیند روز حشر
آنچه در یك چشم بنهادن به هم بر ما گذشت
سخت میگیرد به حال خلق از بس زندگی
برنمیگردد به دنیا هركه از دنیا گذشت
كشتی دریای غمها نیست جز آشفتگی
موج باید بود تا بتوان از این دریا گذشت
می بینی مجنونت چی داره می کشه؟؟؟ ای خدا شکرت که منو به اینجا رسوندی و دستمو گرفتی تا پیش بنده پاکت شرمنده و سر افکنده نباشم کمک کن که امیدم فقط تو هستی...

يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نيشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم
گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم
سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سر مي زني
در حريم خانه ام در مي زني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بي قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
اینم می گم برای ختم مطلب ![]()
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
دوستت دارم خدانگهدارت
